امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

سیسمونی پسر گلم

سلام مامانی خوبی پسرم؟ امروز میخوام عکسای سیسمونی خوشگلتو برات بذارم، گل ناز مامان همه وسیله هاتو با کلی ذوق و شوق خریدم عزیزدلم، ایشالا که دوستشون داشته باشی ♥♥♥ این یه نمای کلی از اتاقت: این تخت خوشگلت، ایشالا توش خوابای رنگی رنگی ببینی عشقممم: ویترین: کمد: این داخل کمدت پسرم: اینم کتابات عزیزدلمممم، ایشالا باسواد بشی، بخونی و لذت ببری :* اینم ست کالسکه ات: اینم ست وان که بری توش آب بازی کنی مامانی :)   ...
18 ارديبهشت 1393

روزهای آخر بارداری

سلام گل پسرم، خوبی مامانی؟؟ پسر نازم اومدم برات بگم که روز یکشنبه 14 اردیبهشت 93 آخرین ویزیت دکترم رو هم رفتم و قرار شد 1 هفته بعد یعنی 21 اردیبهشت 93، انشالا به امید خدا شما قدمای نازتو تو این دنیا بذاری الان که دارم این مطالب رو مینویسم فقط 4 روز دیگه مهمون دل مامان هستی عزیزدلم، بعد از اون میای بیرون و میشی همه وجود و زندگی مامان راستش هم خییییییلی خوشحالم که بالاخره بعد از 9 ماه انتظار صورت خوشگلتو می بینم، صدای قشنگتو میشنوم و با همه وجود بغلت میکنم ... و هم اینکه خیییییلی دلم برای این روزای دونفره مون تنگ میشه .... تو این 9 ماه، تو فقط و فقط مال من بودی عشقم، توی وجود خودم بودی و هیشکی نمیتونست تو رو از من جدا کنه، ا...
17 ارديبهشت 1393

خرید برای گل پسرم

سلاااااام عزیز دل مامان خوبی پسرم؟؟ از دیروز عصر تا ساعت 10 صبح امروز تکون نخوردیاااا، حسابی مامانو نصف عمر کردی، چیکار میکردی اون تو شیطون؟ دیروز با بابایی و مامان جون رفتیم جمهوری، پاساژ ولیعصر برای عشششقم سیسمونی بخریم، مبارکت باشه عسسسلم، این هم یه عکس کلی از خریدا: ...
12 ارديبهشت 1393

دفاع پروپوزال بابایی

سلام عشق مامان، قند عسل مامان خوش میگذره اون تو؟؟؟ :) چند وقتی میشه اینجا برات چیزی ننوشتم اما هر روز باهات حرف میزنم پسرم جونم برات بگه که خرید سیسمونیت تقریبا تموم شده، فقط مونده پرده های اتاقتو کوتاه کنیم و نصب کنیم با یه سری خورده کاری، به محض تموم شدنش عکساشو برات میذارم خوشگل مامان منم امروز دقیقا 2 هفته هست که تو مرخصی استعلاجی به سر میبرم و نرفتم سرکار، آخه خیلی اذیت میشدم و دکتر بهم مرخصی داده، امروزم وقت دکترمه، ایشالا دوباره صدای قلب کوچولو و پاکت رو میشنوم هورا راستی امروز دفاع پروپوزال بابایی هستش، خیلی واسش زحمت کشیده و اذیت شده، آخه بنده خدا هم سرکار میره هم داره درس میخونه، هم من و شما هم هستیم دیگه مامانی اومدم...
21 اسفند 1392

صحبت مادر و پسری :)

سلام پسرم، سلام عشقم، سلام امیرصدرای من خوبی عزیزدلم؟؟؟ امیدوارم همه چیز اون تو برات عالی باشه عشق من، من دارم همه تلاشمو میکنم، از خوردن چیزای مفید گرفته تا رعایت همه نکاتی که توصیه شده  امروز شنبه 5 بهمنه، سرکار بودم که یهو دلم خواست باهات حرف بزنم اما جلو همکارا نمیشه برای همین اومدم تو وبلاگت تا برات بنویسم ... این روزا همه لحظات روز و شبم رو به تو فکر میکنم، دیگه به معنای واقعی داری همه زندگیم میشی این روزا حس میکنم خییییییییییلی دوستت دارم پسرم، وقتی بهت فکر میکنم یه حس خاصی بهم دست میده، شاید این همون حس مادریه راستش این روزا خیلی به به دنیا اومدنت هم فکر میکنم و ازش میترسم ولی بعدش به خودم میگم اشکال نداره ...
5 بهمن 1392

صدای خدا

سلام جیگرم خوبی عزیزدلم؟ اوضاعت روبراهه پسرم؟ ایشالا که هست امروز میخوام از صدای خدا برات بگم، صدای دلنشینی که از قلب تو شنیده میشه و همه لذتهای دنیا رو به من میده صدای قلب تو صدای خداست چون نشونه قدرت خداست، نشونه عشق و محبت خدا به بنده هاشه، نشونه لطف خدا به منه که بهم اجازه داد لذت مادر شدن رو بچشم ... اولین بار تو اتاق خانوم دکتر اشرفی (پزشکی که تحت نظرشون هستم) این قشنگ ترین صدای دنیا رو شنیدم، قبلا که میرفتم دکتر میدیدم به بعضی از خانوما میگه برن اون سمت تا صدای قلب نینیشونو  گوش کنه اما من چون هنوز نینیم کوشولوووو بود واسه این کار زود بود تا اینکه یه روز خوب توی 17 هفتگی شما وقتی رفتم تو اتاق، خانوم دکتر گفت بر...
18 دی 1392

سرویس چوب آقا امیرصدرا

سلام خوششششگلم خوبی ناز من؟ مامانی میخوام برات از خرید سیسمونیت بگم، پنجشنبه 10 دی با مامان جون و باباجون رفتیم دلاوران که سرویس چوبتو انتخاب کنیم، میخواستم اول رنگ چوب رو انتخاب کنم تا بعد بقیه وسایلتم باهاشون ست کنم دلم میخواست بابایی هم بیاد که سلیقه جفتمون باشه اما بابایی خیلی سرش شلوغ بود عزیزم و نتونست بیاد. در نهایت پس از کلی گشت و گذار این ست رو که مثل خودت خوشگله انتخاب کردیم، مطمئنم شما هم خیلی خوشت میاد جیگرم. راستی روز بعد هم با بابا دوباره رفتیم و سرویستو بهش نشون دادم، بابای خوش سلیقه هم خیلی خوشش اومد  ایشالا بسلامتی و شادی استفاده کنی پسرم، ایشالا تو تختت خوابای رنگی ببینی و تو کمدت لباسای خوشگلتو بچینی، م...
18 دی 1392

فسقلی مامان چه آروووووووومه

سلام کره مربای من جووووووووونم قربونت برم انقدر آرومی پسرم، امروز 17 دی 92 که دقیقا 22 هفته و 2 روزه که با همیم من تکوناتو یه کوچولو حس میکنم، یه چیزی شبیه ترکیدن حبابه عاشق تکون خوردناتم، وقتی که حرکت میکنی دلم برات ضعف میره مامانی، خدا میدونه ببینمت چقدر ضعف میکنم گاهی بهت میگم مامانی محکممم بزن اما بازم یواش میزنی، بس که مهلبونی دلت نمیاد محکم بزنی؟ راستی بابایی این روزا درگیر تحویل پروپوزالشه، آخه دانشجوی سال دوم دکتراست، میگه میخواد تا قبل به دنیا اومدن شما پروپوزالشو دفاع کنه که شما بیای دیگه نمیشه منم حالم خوبه خداروشکر، چون سر کار هم میام دیگه وقت غذا درست کردن ندارم! اکثرا ناهار و شام خونه باباجون هستیم،...
18 دی 1392

پسرم مرد باش

پسرم! مرد بودن را در صدای کلفتت نبین! در داشتن سبیل پرپشتت نبین! مرد بودن را در جایی جستجو کن که دختری در کنارت حس آرامش و امنیت کند!  از وجودت نترسد! مرد بودن به قد و قواره و هیکلت نیست! به داشتن نداشته هایی است که یک زن آن را در وجود تو بیابد! نرسد روزی که لعنت و آه کسی پشت سر من باشد برای به دنیا آوردنت! بدان و آگاه باش که آنروز تو مادرت را کشته ای! پسرم مرد باش ...
25 آذر 1392